bahoone
با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد شعر : سید حمید برقعی اگر کربلایی و عاشورایی بوقوع پیوست و فرزند رسول خدا ذبیح الله شد فقط و فقط بخاطر این بود که مردم امام زمان خودشان را یاری نکردند و این درسی است برای ما تا قدر نعمت ولایت را بدانیم و براحتی از آن دست بر نداریم. ما مردمان کوفه نیستیم علی تنها بماند یا امامشان مظلومانه در خانه شهید شود ما طوفانیم از نسل امواج سهمگین کربلای ۵ ما صاعقه ایم از نسل مردان جنگ شعار ما شعارشهید ماست هیهات من الذله هدف رساندن انقلاب است بدست مهدی موعودی که جنباننده هستی است به اذن الله . پس تا انقلاب مهدی یک یا حسین دیگر. التماس دعا بوی عطر یار دارد جمعه ها قصد نداشتم سیاسی شم تا این حد البته سیاسی نیستم ولی فهم خودم رو از حوادث اخیر مینویسم ۱- خیلی ساده اندیشیه اگه فکر کنیم بحث تقلب واقعیت داشته و همه دروغ میگن بجز سید سبز اموی رشید ما . این حرف با توجه به اسناد منتشر شده در سایتها مطرح میشه و البته اظهارات همرزمان خود سید سبز اموی . ۲- حکایت عجیبی است کمک کردن دشمنان این نظام و انقلاب به این سید سبز اموی و عجیب تر استقبال خود سید سبز اموی از این کمک ها. حالا به چه قیمتی خدا داند حال این سبز پوشان اموی را ۳- دعوت به آشوب های خیابانی بر هم زدن آرامش دانشگاه ها که قرار تولید علم کنن و استفاده گسترده از حمایت های بیگانگانی چون امریکا انگلیس المان فرانسه و حتی گروهک منافقین !!! به چه قیمتی خدا ... . ۴- و خیلی ساده اندیشیه که فکر کنیم این اقدامات فقط برای مقابله با احمدی نژاده چرا که اونا خود انقلاب رو رهبری رو و قانون اساسی رو هدف گرفتن و این تو شعارهاشون به وضوح معلومه !!! و اما بسیاری از مردم ایران خائنانه بودن این اقدامات رو فهمیدن پیام سید سبز اموی رو و غربیها رو هم شنیدن و پاسخ دندان شکنی هم به سید سبز اموی و غربی ها دادن در راهپیمایی ۱۳ آبان و ۱۶ آذر. صف مردم از صف این خائنین جدا شد به طوری که در حوادث ۱۶ آذر از شهرستانها نیرو آوردن ههههههههه خب اینم کاریه . اما این آقایون سبز اموی همچنان در برابر رهبری مالنده اند و پشت به ملت و دین و ایران کردند و رو به دشمن با گذشت این همه وقت نمی دونم چرا بعضی ها احمدی نژاد رو هدف این قضایا می دونن و حال آنکه این گرگ با کشتن اسلام در ایران و حذف رهبری فقط و فقط آروم میگیره و جواب ما هیهات من الذله. سئوال : چرا با این عوامل اصلی فتنه بر خورد نمی شود ؟ جواب : به خاطر اینکه حکمت اقتضا می کند که اسطوره سازی برای جریان براندازی صورت نگیرد تا جریان پیراهن عثمان زیر پرچم خون خاهی در جلوی علی صف آرایی کنند و البته این به معنای آن نیست که انقلاب دست از این مزدوران و آقا زادهایش بر میدارد. حرف آخر خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست با عرض تبريك ايام به مسئله اي مي پردازم كه صدا وسيما بخاطر رويكرد سياسي اين مسئله از ان عبور كرده است . اگر رژيم اشغالگر قدس مردم مسلمان آن ديار را مورد كشتار و نسل كشي قرار مي داد اينگونه برآشفته نمي شدم چون غير مسلمان چنين جنايتي را مرتكب شده . اما حال به پيغمبر چه شكوه كنيم كه گروهي از امتت كه ادعاي اسلام دارند مرتكب چنين جنايتي مي شوند . و البته اين اعمال از فرقه وهابي ساخته شده توسط انگليس بعيد نيست فرقه اي كه كشتن شيعيان را مباح مي داند علمايش فتوا بر كشتن شيعيان مي دهند و حال آنكه شيعه قبل از اينكه شيعه باشد انسان است و انسان كرامت دارد. يا رسول الله ص اينان دخترت زهرا س را به شهادت رساندند و از ترس اينان كه مبادا به جنازه مطهره بي بي جسارت شود تا كنون مزارش مخفي مانده . يا رسول الله ص اينان باقي مانده كساني اند كه حق مسلم امامان مظلوم شيعه را غصب كردند و فرزندان تو را به شهادت رساندند . يا رسول الله ص اينان كساني اند كه قبور ائمه بقيع ع را تخريب كردند و با بي حرمتي با زائران آن قبور برخورد مي كنند . يا رسول الله ص . . . . يا صاحب الزمان مظلوميت شيعه تا كي ؟ بي صدا ماندن فرياد مظلومان عالم تا به كي ؟ اللهم عجل في فرج مولانا صاحب الزمان . عذر خواهی بنده را بپذیرید بخاطر تصاویری که دل هر بیننده را به درد می آورد. اینان قربانیان حج ابراهیمند شهادت گوارای وجودتان بای ذنب قتلت این سفاکی کسانی است که با درنده خویان کافر شراب می خورند و پایکوبی می نمایند. وبا تبریک روز دانشجو . دانشجو یعنی نمادی از طراوت و تازگی نمادی از کوشش و آرزو های بلند با آرمان هایی زیبا . نمی دونم حالا چه خبره که این نماد شده بازیچه یه عده قدرت طلب که هم به ارزش ها پشت کردن هم با دشمنان پیشونی سفیدما دست دوستی دادن و هم صدا شدن به اسم آزادی !!!. دانشجو باید با بصیرت و تعمق در این حوادث و شرائط خطیر کوش به زنگ باشه تا کسی نتونه ازش سوئ استفاده کنه . جنبش سبز می خواد آبروی این مملکت رو ببره تا جایی که دشمن به این جنبش میگه ستون پنجم ما هستن !!! تنها هوشیاری موجب دور بودن از این حماقت های خیابونی میشه . دستگاه آنتن ماهوارهاى از اين جهت كه صرفا وسيلهاى براى دريافت برنامههاى تلويزيونى است كه هم برنامههاى حلال دارد و هم برنامههاى حرام، حكم آلات مشترك را دارد. لذا خريد و فروش و نگهدارى آن براى استفاده در امور حرام، حرام است و براى استفادههاى حلال جايز است. ولى چون اين وسيله براى كسى كه آن را در اختيار دارد زمينه دريافت برنامههاى حرام را كاملا فراهم مىكند و گاهى نگهدارى آن مفاسد ديگرى را نيز در بر دارد، خريد و نگهدارى آن جايز نيست مگر براى كسى كه به خودش مطمئن است كه استفاده حرام از آن نمىكند و بر تهيه و نگهدارى آن در خانهاش مفسدهاى هم مترتّب نمىشود. لكن اگر قانونى در اين مورد وجود داشته باشد بايد مراعات گردد. سلام نامه رو بخونید بعدش نظرتون رو در مورد احساس اون پسر بنویسید و اینکه عشق یعنی چی ؟ و اصلا قبولش دارید یا نه ؟ اول ذیحجه، سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع)می باشد و به همین بهانه به بررسی این پیوند آسمانی می پردازیم.که نکات جالبی در آن به چشم می خورد. الهي! تو دوستان را به دشمنانت مينمايي، درويشان را غم و اندوه دهي، بيمار كني و خود بيمارستان كني، درمانده كني و خود درمان كني، از خاك آدم كني و با وي چندان احسان كني، مجلسش روضه رضوان كني، الهي! از پيش خطر و از پس راهم نيست، دستم گير كه جز تو پناهم نيست. الهي! دستم گير كه دست آويز ندارم و عذرم بپذير كه پاي گريز ندارم. الهي! خود را از همه به تو وابستم، اگر بداري تو را پرستم و اگر نداري خود پرستم نوميد مساز بگير دستم. الهي! اي دورنظر و اي نيكو حضر و اي نيكوكار نيك منظر، اي دليل هر برگشته، و اي راهنماي هر سرگشته، اي چاره ساز هر بيچاره و اي آرنده هر آواره، اي جامع هر پراكنده و اي رافع هر افتاده. دست ما گير اي بخشنده بخشاينده. الهي! كار آن دارد كه با تو كاري دارد. يار آن كه دارد چون تو ياري دارد. او كه در هر دو جهان تو را دارد هرگز كي تو را بگذارد. الهي! در سر گريستني دارم دراز. ندانم از حسرت گريم يا از ناز. الهي! ياد تو در ميان دل و زبان است و مهر تو ميان سر وجان. الهي! يكتاي بيهمتايي، قيوم توانايي، بر همه چيز بينايي، در همه حال دانايي، از عيب مصفايي، از شرك مبرايي، اصل هر دوايي، داروي دلهايي،بتو رسد ملك خدايي. الهي! نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عيان. الهي! ضعيفان را پناهي. قاصدان را بر سر راهي. مومنان را گواهي. چه عزيز است آن كس كه تو خواهي. الهي! اي خالق بيمدد و اي واحد بيعدد، اي اول بيهدايت و اي آخر بينهايت. اي ظاهر بيصورت و اي باطن بيسيرت، اي حي بيذلت اي بخشنده بيمنت، اي داننده رازها، اي شنونده آوازها، اي بيننده نمازها، اي شناسنده نامها، اي رساننده گامها، اي مطلع بر حقايق، اي مهربان بر خلايق، عذرهاي ما بپذير كه تو غني و ما فقير و بر عيبهاي ما مگير كه تو قوي و ما حقير، از بنده خطا آيد و ذلت و از تو عطا آيد و رحمت.
مردي نصراني كه جواني خود را به كار و تلاش گذرانده بود، و كور و فقير شده با كمال درماندگي در كنار خيابان گدايي ميكرد، و مردم از روي ترحّم چيزي به او ميدادند. روزي اميرالمومنين علي عليهالسلام از آنجا عبور ميكرد و او را ديد و از حال او پرسيد. گفتند: پيرمرد نصراني است كه از روي پيري و كوري، گدايي ميكند. امام علي عليهالسلام فرمود: استعملتموه حتّي اذا كبر و عجز منعتموه؟ ؛ در روزگار جواني و سلامت، او را به كار گرفتيد، و اكنون كه پير و كور شده او را از حق خويش محروم ساخته به حال خود رها كردهايد؟ بر حكومت است كه تا او زنده است مخارج زندگي او را تامين كند. سپس به مسئول بيتالمال دستور داد: انفقوا عليه من بيتالمال؛ از بيتالمال مسلمين او را اداره كنيد. پينوشت: 1- در صورتي كه در سال 1648 قانوني از پارلمان انگلستان گذشت كه بر اساس آن، هر كسي كه عقيدهاي مخالف با اصل «تثليث» ابراز كند، محكوم به اعدام ميگردد. و نيز در سال 1688 همين پارلمان، مذهب رسمي كشور را «پروتستان» معرفي كرد و مقرر داشت كه هيچ مسيحي «كاتوليك» حق ندارد در قلمرو حكومت انگلستان به مراسم مذهبي خود عمل كند. در فرانسه تا اواخر قرن هفدهم مسيحي، طبق مقرّرات خاصّي كه از طرف حكومتهاي كاتوليك وضع شده بود، «پروتستانها» دچار مشكلاتي بودند، آنها حتّي براي دفع مردگان خود آزادي نداشتند و تنها در مواقع مخصوصي، چنين اجازهاي به آنها داده ميشد و هنگام تشييع جنازهشان تنها سي نفر اجازه اين كار را داشتند و در مواقع عروسي و غسل تعميد، نميبايست افراد از دوازده نفر، تجاوز كنند! . حوادث و صحنههاي رقت باري كه در اين زمينه در كشورهاي مختلف مسيحي تا قرن هفدهم روي داد، سرانجام موجب گرديد كه در بيشتر عهدنامههاي قرون 17 و 18 و 19 مانند عهدنامه معروف «وستفالي» و «وين» به مساله آزادي مذهب توجه شود. و در عهدنامه پاريس به سال 1856 مقرر گرديد كه نه فقط از نظر مذهبي بلكه از لحاظ نژادي نيز تبعيض الغاء گردد و در عهدنامه «برلن» به سال 1878 دولتهاي بزرگ آن زمان، دولت متعصّب را مجبور به شناسائي آزادي مذهبي نمودند، ولي نسبت به مسائل نژادي و زباني و مليّت، ابهام فراواني به جاي ماند. (حقوق بينالملل: دكتر صفدري، ج 3، ص 234) منبع: امام علي عليه السلام و مسايل حقوقي، محمد دشتي. مرگی که نثار امریکا و اسراییل میشه هدفش خود امریکا یا اسراییل نیست بلکه چون اینا نماد استعمار گری جنگ وخون ریزی وتجاوز به حقوق ملت جهان هستند لذا مرگ رو نثارشون میکنیم . می خوام بگم این مرگ بر امریکا و اسراییل پشتش فلسفه داره و اون مبارزه با هر مستکبر و ظالمی است که متجاوز به حقوق مظلومه در هر زمان و هر مکان . یعنی باید با ظالم مقابله کرد نه سازش داشت و نه تسلیم شد این نه تنها جزیی از احکام اسلامه بلکه امری فطری برای هر مظلومیه که در مقابل ظلم اعتراض کنه . نمونش استقلال هند از سلطه انگلیس و استقلال افریقا به رهبری گاندی . سیاست جمهوری اسلامی ایران هم همینه که در مقابل ظلم و نا عدالتی ساکت نمونه و در هر جای جهان صدای مظلومی بلند شه ایران حمایتش میکنه لذا می گیم " هم غزه هم لبنان این است شعار اسلام " . اما حضور برای ایجاد اعتماد بنفسه برای دیدن همفکران برای شنیدن صدای همرزمان و به رخ کشیدن این حضور به مستکبران است لذا مراجع تقلید حضور در مراسمات رو رنگ شرعی بهش دادن و در مواقعی حضور رو واجب می دونن . پس شعار مرگ بر آمریکا تا زمانی که این رژیم ظالم دست از سیاستهای خصمانش نکشه ادامه داره همچنین است شعار مرگ بر اسراییل و مرگ بر انگلیس. هدف مبارزه با مستکبران است و ادامه دارد تا پیروزی مظلومان . اینا افکار خودمه لذا در صورت نقد و نظر پیام بزارین حتما بررسی میکنم حماسه 13 آبان بر همگان مبارک سه گام براي بيعت با امام زمان عليه السلام در مكتب تشيع دو مقوله دعا و زيارات وجود دارد كه در ديگر مكاتب وجود ندارد و يا بسيار كمرنگ ميباشد. دعا و زيارات نقش بسزايي در رشد و تعالي انسان دارند كه به اين نعمت عظيم در مكتب تشيع توجه بسيار شده است. زيارات بسياري، از سوي معصومين عليهم السلام به ما رسيده است كه بدان وسيله ائمه اطهار زيارت ميشوند كه متن آنها بسيار غني هستند. در اين متون علاوه بر سلام و احترامي كه به ايشان ابراز مينماييم به كسب معرفت نسبت به اين بزرگواران ميپردازيم. مثلاً جامعه كبيره كه دنياي معرفت در باب اهل بيت عليهم السلام ميباشد و سفارش بسيار شده كه در حرمهاي مطهر ائمه اطهار عليهم السلام با اين دعا ايشان را زيارت بنماييم. و حتي در مورد عظمت اين زيارت از قول علامه اميني رحمة الله عليه ذكر شده كه اگر كسي به زيارت جامعه كبيره اشراف داشته باشد بيسواد نيست. يعني نسبت به دين و ائمه اطهار معرفت دارد. نتيجه اين كه زيارات، نقش بسيار مهمي در كسب معرفت و بالندگي انسان دارد . در مكتب تشيع دو مقوله دعا و زيارات وجود دارد كه در ديگر مكاتب وجود ندارد و يا بسيار كمرنگ ميباشد. دعا و زيارات نقش بسزايي در رشد و تعالي انسان دارد كه به اين نعمت عظيم در مكتب تشيع توجه بسيار شده است. شايان ذكر است كه امام زمان روحي له الفداء نيز از اين مقوله مستثني نيستند. درست است كه ايشان در غيبت به سر ميبرند اما دليل نميشود كه ما با ايشان ارتباط برقرار نكنيم. يكي از راههاي ارتباط با ايشان خواندن ادعيه و زياراتي است كه در مورد وجود مقدس ايشان سفارش شده است . البته نبايد تنها به ظاهر الفاظ اكتفا كنيم خصوصا اگر به زبان عربي آشنايي نداشته باشيم بايد به معاني آن توجه كرده و به عمق الفاظ پي ببريم؛ تا بدانيم چه ميخوانيم و چه ميگوييم. يكي از زيارات امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف با اين الفاظ آغاز ميشود: "اللّهمَ بَلِّغ مَولايَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَيه ..."(1) كه سفارش شده هر روز صبح با اين زيارت حضرت را ياد كنيم . در فرازي از اين زيارت ميخوانيم: "اللّهمَ اِنّي اُجَدِّدُ لَهُ في هذا اليَومِ وَ فِي كُلِّ يَومٍ، عَهداً و عَقداً و بَيعَةً في رَقَبَتي"؛ خدايا من باز تجديد ميكنم عهد و عقد و بيعتي را كه از آن حضرت بر گردن جان من است. در اين فراز سه لفظ عهد، عقد و بيعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن ميرسد كه هر سه لفظ يك معنا دارند. براي درك بهتر اين مفاهيم، معاني آنها را مورد بررسي قرار ميدهيم. عهد: معناي لغوي عهد يعني شناسايي امري و پيمان بستن. پس در وهله اول بايد امام و وظايفمان را نسبت به ايشان شناسايي كنيم و پيمان ببنديم. عقد: معناي لغوي عقد استوار كردن پيمان و گره بستن آن است. يعني پس از اين كه مرحله عهد يعني شناخت را طي نموديم و پيمان بستيم بايد نسبت به آن پيمان استوار باشيم و محكم گره بزنيم. بيعت: معناي لغوي بيعت، پيمان دوستي بستن و پيروي و اطاعت ميباشد. (2) پس بايد سه گام براي بيعت با امام زمان عليه السلام برداريم: عهد: پيمان اوليه (پس از شناخت و آگاهي) عقد: محكم كردن اين پيمان (انجام رفتارهاي لازم و شايسته) بيعت پذيرش اطاعت و فرمانبرداري خالصانه (مرتبهي اخلاص و پيروي خالصانه): پينوشتها: 1- مفاتيح الجنان، ص 813. 2- فرهنگ فارسي دكتر محمد معين. اس ام اس تولد امام رضا سالها تاریخ شمسی گشت و گشت* شادمان شد تا شنید این سرگذشت* روز میلاد امــــــــام هشــــــتم است* هشت هشت جمعه هشتاد و هشت* یااباالحسن یا علی ابن موسی الرضـــــــــــــــا ادرکنی * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * از عرش سلام سرمدی آوردند ..... آیینه ی حُسن سرمدی آوردند با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... یک دسته گل محمدی آوردند ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک. سالها تاریخ شمسی گشت و گشت* شادمان شد تا شنید این سرگذشت* روز میلاد امــــــــام هشــــــتم است* هشت هشت جمعه هشتاد و هشت* یااباالحسن یا علی ابن موسی الرضـــــــــــــــا ادرکنی * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * از عرش سلام سرمدی آوردند ..... آیینه ی حُسن سرمدی آوردند با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... یک دسته گل محمدی آوردند ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بر روی رضـا شمـس امامت صلـوات بر شافع ما روز قیامـت صـلوات در شـام ولادتـش که شادنـد همـه بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ، از روز الست با رضا گفتم چشم من آمده ام تا به ولایت برسم، گفتی انا من شروطها گفتم چشم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آسیبهای روانی و اجتماعی روابط آزاد دختر وپسر روابط آزاد دختر وپسر از دو منظر روانشناسانه و جامعه شناسانه قابل بررسی است . به طور کلی روابط باز و آزاد دو جنس مخالف پیش از ازدواج دارای آفت ها و آسیب های روانی و اجتماعی جبران ناپذیری است . در ذیل بهچند نمونه از آسیب ها اشاره می شود . فقدان شناخت درست و واقع بینانه : معمولا ادعا می شود این گونه روابط و دوستی ها به انگیزه ازدواج شکل می گیرد . ولی با کمی دقت فهمیده می شود روح حاکم بر این گونه دوستی ها عشق ورزی کور است نه خرد ورزی . پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است . امام علی علیه السلام می فرمایند : "حب الشی یعمی و یصم " . دوست داشتن چیزی انسان را کور و کر می کند . در حالی که تصمیم گیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص تنها با تکیه بر عقلانیت و خردورزی ممکن است دوستی های قبل از گزینش همسر راه عقل را مسدود و چشم واقع بین انسان را کور می سازد و اجازه نمی دهد تا یک تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود . این نوع انتخاب ها که در فضایی آکنده از احساسات و عئاطف انجام می گیرد . به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع بینانه زندگی مشترک را تلخ و آینده را تیره و تار می سازد . ایجاد جو بد بینی و بی اعتمادی : این گونه دوستی ها و روابط اگر به ازدواج بیانجامد پس از مدتی از شکل گیری زندگی جو بد بینی و سوء ظن را به دنبال خواهد داشت . پسر به خود می گوید این دختر وقتی با من پیوند و رابطه نا مشروع بر قرار نمود پس از کجا معلوم که در آینده با اینکه همسر من است با دیگران ارتباط برقرار نکند ؟ دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر دارد . بر این اساس این گونه ازدواج ها دارای پایه واساس سست و متزلزل است و تجربه نشان داده که سریع منجر به طلاق و جدایی می گردد . افت تحصیلی یا رکود علمی : این گونه روابط باعث می شود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقات های حضوری و تلفنی خود بکنند و این بزرگ ترین مانع برای رشد و ترقی علمی است . زیرا تحصیل دانش نیازمند تمرکز نیروهای فکری و روحی است . دل مشغولی و اضطرابی که در اثر این گونه پیوندها پدید می آید بزرگ ترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است . لذا متصدیان امور علمی مدارس و دانشگاه ها توصیه می کنند حتی ایام عقد و نامزدی جوانان در بحبوحه تحصیلات نباشد تا آنان بتوانند با تمرکز بیشتر فکر در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند . عدم استقبال از تشکیل کانون خانواده : این گونه روابط و دوستی ها معمولا به انگیزه تفنن و سرگرمی شکل می گیرد و در خلال آن از خود باوری و زودباوری دختران سوء استفاده می شود . متاسفانه در بسیاری موارد بین عشق و هوس تمییز داده نمی شود . عشق حقیقی و پاک با هوس های آلوده و زود گذر تفاوت ذاتی دارد . برخی از این روابط که مبتنی بر هوسرانی و سرگرمی است پس از مدتی رو به سردی و افول می نهد . جاذبه و دل ربایی ها مربوط به روزها و ماه های اول دوستی است . ولی دیری نمی پاید که این روابط عادی شده وبه جدایی می کشد حس تنوع طلبی انسان از یک طرف و فقدان عامل از طرف دیگر باعث می شود برخی سراغ ازدواج و تشکیل خانواده نروند جامعه ای که از تشکیل کانون خانواده استقبال نکند هیچ گونه ضمانتی برای رشد و شکوفایی فضایل انسانی در آن وجود ندارد . عمده خوبی ها و کمالات والای انسانی در پرتو تشکیل خانواده ای سالم به فعلیت می رسد . اضطراب و تشویش و احساس نگرانی : در دوستی های موجود بین پسران و دختران از آنجا که مقاومتی بسیار قوی از طرف پدر و مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی ها وجود دارد این گونه دوستی ها با مخاطرات روانی گونا گونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است . وجود افکار دیگری چون احساس گناه نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر برای فاش نکردن روابطش با دختر صورت می گیرد یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد . محرومیت از ازدواج پاک : هر انسانی در سرشت و نهاد خویش به دنبال پاکی ها ونجابت است دخترانی که در پی این روابط آلوده هستند در حقیقت پشت پا به سر نوشت خود زده اند و این امر باعث می شود که آن ها به جرم آلودگی به این روابط شرایط ازدواج پاک را از دست بدهند . البته این گونه روابط نا سالم حتی در ازدواج پسران نیز تاخیر ایجاد می کند و دختران نیش از پسران در معرض این آسیب قرار دارند . افزایش اعتیاد و بیماری های جنسی : تغییر الگوی ابتلا به ایدز از اعتیاد تزریقی به روابط جنسی . گسترش رسانه های تصویری جدید ( اینترنت . ماهواره و ویدئو سی دی ) و اعتیاد به مشاهده تصاویر پورنو (هرزه نگاری ) زمینه ساز بروز رفتارهای نا سالم و پر خطراز جمله خشونت جنسی است به این موارد باید به استماع موسیقی های محرک ( رپ و ... ) را که هم به تحریک شهوت و هم به ضعف اراده منجر می شود. افزود . افزایش طلاق و اختلافات خانوادگی : در صد بالایی از اختلافات ناشی از اختلال در اخلاق و تربیت جنسی است . انتخاب همسر از طریق عشق های خیابانی بدون وجود همسازی فرهنگی و خانوادگی زمینه های تفاهم در زندگی آتی را کم می کند وبی مبالاتی اخلاقی یکی از دو طرف روابط عاطفی و خلوت جنسی طرفین را تحت تاثیر قرار می دهد و اعتماد به طرف مقابل راکم می کند . تهیه و تنظیم عبدالله زارعکار - مدرس آموزش خانواده
در خود تمام مرثيه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ي مجسم عبور کرد
شاعر بساط سينه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بيت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتي که ميز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسيده بود به دستش قلم گرفت
مثل هميشه رخصتي از محتشم گرفت
باز اين چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بي اختيار شد قلمش را رها گذاشت
دستي زغيب قافيه را کربلا گذاشت
يک بيت بعد ، واژه ي لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گريه مي کند
دارد غروب فرشچيان گريه مي کند
با اين زبان چگونه بگويم چه ها کشيد
بر روي خاک و خون بدني را رها کشيد
او را چنان فناي خدا بي ريا کشيد
حتي براش جاي کفن بوريا کشيد 
در خون کشيد قافيه ها را ، حروف را
از بس که گريه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
اين بند را جداي همه روي نيزه ساخت
"خورشيد سر بريده غروبي نمي شناخت
بر اوج نيزه گرم طلوعي دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود
خون جاي واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پيشاني اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را ميان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر بريد و تاب نياورد و بعد از آن ...
در خلسه اي عميق خودش بود و هيچکس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس... 

![]()
![]()
مژده دیدار دارد جمعه ها
جمعه در خورشید ما آئینه است
وعدگاه عاشقان آدینه است
جمعه ها دل یاد دلبر می کند
نغمه یابن الحسن سر می کند 



![]()




![]()











![]()
موفق باشید



![]()


![]()

![]()


رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود که نور را با نور به ازدواج در آورد.![]()
پيشنهاد به علي (ع):
اصحاب رسول خدا احساس کرده بودند که پيغمبر اکرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام) را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد. يک روز عمر و ابوبکر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر که پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد کرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبکر گفت: مدتي است که اعيان و اشراف عرب فاطمه عليهاالسلام را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اکرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود که خدا وپيغمبر، فاطمه را براي علي عليه السلام نگاه داشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و جريان را برايش تشريح کنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش کنيم؟! آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين کار تشويق کردند.
سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبکر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.
علي (ع) فرمود: از کجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟
ابوبکر گفت: يا علي تو در تمام کمالات بر سايرين برتري داري، و از موقعيت خود و علاقه ايکه رسول خدا به تو دارد کاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند ولي پيغمبر صلي الله عليه و آله دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان مي کنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.
افکار خفته بيدار مي شود:
اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري ها و فقر اقتصادي مسلمين، چنان علي (ع) را مشغول ساخته بود که به خواسته هاي دروني خويش و ازدواج و تشکيل خانواده هيچگونه توجه نداشت.
علي (ع) اندکي پيرامون پيشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضيه را به خوبي بررسي نمود: تهيدستي خود و مشاهده گرفتاريهاي عمومي از يک طرف و فرا رسيدن زمان ازدواج وي از طرف ديگر(1). او بخوبي مي دانست که اگر همسري چون فاطمه را از دست بدهد ديگر اين فرصت قابل جبران نيست.
علي (ع) به خواستگاري مي رود:
اين پيشنهاد علي را تحت تأثير قرار داد بطوريکه دست از کار کشيد و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عباي تميزي بر تن کرد و به خدمت رسول اکرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پيغمبر به «ام سلمه» فرمود: در را باز کن. کوبنده در شخصي است که خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.
عرض کرد: يا رسول الله! پدر و مادرم فدايت، کيست که نديده درباره اش چنين داوري مي کني؟
فرمود: اي ام سلمه! مردي دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمويم و محبوب ترين مردم نزد من است.
ام سلمه از جاي جست و در سراي را باز کرد. علي (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پيغمبر نشست. از خجالت سرش را به زير انداخت، و نتوانست تقاضاي خويش را عرضه بدارد. مدتي هر دو خاموش بودند. بالاخره پيغمبر (ص) سکوت را شکست و فرمود: يا علي گويا براي حاجتي نزد من آمده اي که از اظهار آن خجالت مي کشي؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمينان داشته باش که تمام خواسته هايت قبول مي شود.
عرض کرد: يا رسول الله پدر و مادرم فداي تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربيت و تأديب من کوشش نمودي و به برکت وجود شما هدايت شدم. يا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنيا و آخرت من شما هستي. اکنون موقع آن شده که براي خود همسري انتخاب کنم و تشکيل خانواده دهم، تا با وي مأنوس گردم و از ناراحتيهاي خويش بکاهم. اگر صلاح بداني و دختر خود فاطمه عليها السلام را به عقد من در آوري سعادت بزرگي نصيب من شده است.
رسول خدا که در انتظار چنين پيشنهادي بود صورتش از سرور و شادماني بر افروخته شد، فرمود: صبر کن تا از فاطمه اجازه بگيرم. پيغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (ع) را به خوبي مي شناسي براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سکوت کرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودى را در چهره او ديد گفت: الله اکبر و سکوت او را علامت رضايت دانست (2).
توافق:
رسول اکرم (ص) پس ازکسب اجازه به نزد علي آمد و با لبي خندان گفت: يا علي! آيا براي عروسي چيزي داري؟ پاسخ داد: يا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من کاملاً اطلاع داريد. تمام ثروت من عبارت است از يک شمشير، يک زره و يک شتر.
فرمود: تو مرد جنگ و جهادي و بدون شمشير نمي تواني در راه خدا جهاد کني، شمشير از لوازم و احتياجات ضروري تو است. شتر نيز از ضروريات زندگي تو محسوب مي شود، بايد به وسيله آن آبکشي کني و امور اقتصادي خود و خانواده ات را تأمين کني و براي اهل و عيالت کسب روزي نمايي و در مسافرت بارت را بر آن حمل کني، تنها چيزي که مي تواني از آن صرف نظر کني همان زره است. منهم به تو سخت نمي گيرم و به همان زره اکتفا مي نمايم. يا علي آيا اکنون بشارتي به تو بدهم و رازي را برايت آشکار بسازم؟!
عرض کرد: آري يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت، شما هميشه نيک خوي و خوش زبان بوده ايد.
فرمود: پيش از آنکه به نزد من بيايي جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! خدا ترا از بين مخلوقاتش برگزيده و به رسالت انتخاب کرد. علي (ع) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد. بايد دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوري. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاک و نجيب و طيب و طاهر و نيکو به آنان عطا خواهد نمود يا علي هنوز جبرئيل بالا نرفته بود که تو درب منزل را زدي (3).
خطبه عقد:
پيغمبر صلي الله عليه وآله فرمود: يا علي تو زودتر به مسجد برو و من نيز از عقب تو مي آيم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار کنيم و خطبه بخوانيم.
علي (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حرکت نمود. ابوبکر و عمر را در بين راه ملاقات کرد، آنها از جريان کار جويا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزويج کرد، هم اکنون پيامبر در راه است تا در حضور جمعيت، مراسم عقد و خطبه خواني را انجام دهد.
پيغمبر (ص) در حالي که صورتش از سرور و شادماني مي درخشيد به مسجد تشريف برد، و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع کن. هنگامي که مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي فرمود: اي مردم آگاه باشيد که جبرئيل بر من نازل شد و از جانب خدا پيام آورد که مراسم عقد ازدواج علي و فاطمه عليها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده که در زمين نيز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگيرم. سپس نشست و به علي (ع) فرمود: برخيز و خطبه عقد را بخوان.
علي عليه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هايش سپاس مي گويم و شهادت مي دهم که بغير از او خدايي نيست. شهادتي که مورد پسند و رضايت او واقع شود. درود بر محمد صلي الله عليه وآله، درودي که مقام و درجه اش را بالا برد. اي مردم! خدا ازدواج را براي ما پسنديده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر کرده و بدان امر نموده است. اي مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول کرد. از آن حضرت بپرسيد و گواه باشيد.
مسلمانان به پيغمبر (ص) عرض کردند: يا رسول الله! فاطمه را با علي کابين بسته اي؟
رسول خدا پاسخ داد: آري. پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا اين ازدواج را بر شما مبارک گرداند و در ميانتان دوستي و محبت افکند.
مذاکره عروسي:
علي عليه السلام مي فرمايد: حدود يک ماه طول کشيد و من خجالت مي کشيدم با پيغمبر درباره فاطمه صحبت کنم، ولي گاهي که خلوت مي شد مي فرمود: يا علي چه همسر نيکو و زيبائي نصيبت شد؟ بهترين زنان عالم را تزويج تو کردم.
روزي برادرم عقيل پيش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسيارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمي کني که فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسيله عروسي شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خيلي ميل دارم عروسي کنم اما از رسول خدا خجالت مي کشم. عقيل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اکنون با من بيا تا خدمت پيغمبر (ص) برويم.
علي با برادرش عقيل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بين راه به «ام ايمن» برخورد کرده جريان را برايش گفتند. ام ايمن گفت: اجازه بدهيد من با رسول خدا در اين باره مذاکره کنم.
ام سلمه و ساير زنان از قضيه خبردار شدند و خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله مشرف گشتند. عرض کردند: يا رسول الله! پدر و مادرمان به فدايت، براي موضوعي خدمت شما رسيده ايم که اگر خديجه زنده بود چشمش بدان روشن مي شد. وقتي پيغمبر (ص) نام خديجه را شنيد اشکش جاري شد و فرمود: خديجه؟! کجا مانند خديجه پيدا مي شود؟ هنگامي که مردم مرا تکذيب نمودند مرا تصديق کرد و براي ترويج دين خدا، اموالش را در اختيار من قرار داد. خديجه زني بود که خدا بر من وحي فرستاد که بدو بشارت دهم خانه اي از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد کرد.
ام سلمه عرض کرد: پدرم و مادرم فدايت شود، شما هرچه درباره خديجه مي فرماييد صحيح است. خدا ما را با او محشور گرداند. يا رسول الله! برادر و پسر عموي شما ميل دارد همسرش را به منزل ببرد.
فرمود: پس چرا خودش در اين باره صحبتي نمي کند؟ عرض کرد: از کمروئي اوست.
پيغمبر (ص) به ام ايمن فرمود: علي را نزد من حاضر کن.
وقتي علي (ع) خدمت پيغمبر مشرف شد فرمود: يا علي! آيا ميل داري همسرت را به منزل ببري.
عرض کرد: آري يا رسول الله.
فرمود: خدا مبارک کند، همين امشب يا فردا شب وسائل عروسي را فراهم مي کنم.
سپس به همسرانش فرمود: اطاقي را براي فاطمه فرش کنيد تا مراسم عروسي را برگزار کنيم (4). مراسم ازدواج برترين بندگان خداوند در روز اول يا ششم ذي الحجه (5) سال دوم يا سوم هجري انجام گرفت(6).
.......................................
پی نوشت ها:
(1)ذخائر العقبي ص 26.
(2)بحار الانوار ج 43 ص 127 ذخائر العقبي ص 29
(3)بحار الانوار ج 43 ص 127
(4)بحار الانوار ج 43 ص 130 ـ 132
(5)مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 349
(6)بحار الانوار ج 43 ص 6 و 7
![]()






![]()
حق بازنشستگي براي پيرمرد نصراني


![]()
![]()

![]()


:ادامه مطلب كليك كنيد:![]()


![]()
| قالب : پيچك |









